X
تبلیغات
رایتل

سلام دوستان


این مطلب از سایت روناش(تحلیلی و خبری) هست خیلی جالب بود برای همین عینا براتون نمایشش میدهم ....


ببخشید چون مطلب طولانیه جهت مطالعه تشریف بیارید ادامه مطلب ....... 

 

شنبه

همسر مهربانم امروز در اداره جلسه داریم دیرتر از تو به خونه می رسم  ناهار هم نداریم یادته چند روز قبل حرف چلوکباب را می زدی امروز فرصت خوبیه از سر راه چلوکباب بخر بیار .


یکشنبه

 عزیزم امروز دستم به هیچ کاری نمیره . هفته آینده به جشن تولّد نوه ی پسر عموی زن دایی مامانم دعوت شدیم امّا من هنوز لباس مناسبی پیدا نکردم . اصلأ لباس قشنگ تو بازار نیست خیلی فکرم درگیر شده . در چنین شرایطی من نمی تونم غذا درست کنم . از همون پیتزا فروشی سر چهار راه پیتزا بخر .


دوشنبه

خسته نباشی عزیزم امروز برات یک روز خاطره انگیزه ! همیشه میگی تخم مرغ آب پز یا نیمرو تو را به یاد دوران دانشجویی می اندازه پس امروز به یاد آن دوران ، ناهار تخم مرغ بخور .

دو تا  تخم مرغ در یخچال داریم هر مدلی دوست داشتی برای خودت درست کن .من از سر راه اداره ، میرم خونه مامانم اینا قراره عصر با هم بریم خیاط .


سه شنبه

عزیزم امروز زودتر از تو اومدم خونه و داشتم غذای مورد علاقه ات را درست می کردم اما تا با  مامانم تلفنی حرف می زدم ، غذا جزغاله شد . تا سه نشه بازی نشه ! در این ماه سومین بار است که غذامون می سوزه . اشکالی نداره عزیزم از همون رستوران همیشگی غذا بخر و بیار .


چهارشنبه

شریک زندگیم ، امروز می خوام برم جشن تولد آزیتا . همه همکلاسی های قدیمی قراره آنجا دور هم جمع بشیم . نمی تونم این مهمونی را از دست بدم . امروز من در ناهار تو هیچ دخالتی نمی کنم از سر راه هر چه دوست داری برای خودت بخر. نوش جانت !


پنجشنبه

چه خبر عزیزم ؟ از دیشب که شنیدم آمریکا می خواد به سوریه حمله کنه ، افسرده شدم . حوصله هیچ کاری را ندارم . اصلأ نمی تونم  به ناهار فکر کنم . خودت از سر راه ساندویچ کالباس بگیر ، معلوم نیست سازمان ملل چه کار می کنه ؟ حالا باید ببینیم سازمان های حقوق بشر چه واکنشی نشون میدن ؟ از حالا بهت بگم اگه آمریکا به سوریه حمله بکنه من دیگه اصلأ آشپزی نمی کنم . عزیزم کالباس مرغ  باشه ، نوشابه هم یادت نره …


جمعه

خوشبختانه امروز حضوری با هم حرف می زنیم ........... عزیزم امروز دمای هوا ۴۰ درجه است من اصلأ حوصله آشپزی ندارم . تمام هفته را که من غذا درست کردم برای تنوّع هم که شده امروز بریم در یک رستوران شیک ناهار بخوریم . راستش دیگه از پخت و پز خسته شدم . آخه چقدر من باید آشپزی کنم ؟ مگه ما زن ها چه گناهی کردیم که هر روز باید آشپزی کنیم ؟ چرا اینقدر غذاهای جورواجور از ما میخواین ؟ چرا اینقدر به غذاهای ما ایراد می گیرید ؟ چرا مجلس یک طرح دو فوریتی در حمایت از آشپزی زنان تصویب نمی کنه ؟ چرا سازمان های مدافع حقوق زنان به فکر ما نیستند ؟ چرا شما مردها اصلأ ما را درک نمی کنید ؟ چرا……………………چرا…………………



تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1392 | 01:16 ق.ظ | نویسنده : مریم | نظرات (5)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

دلمشغولی های یک مامان


IranSkin go Up